تبليغاتX
اسم تـ ــو براے من قشـنگ ترین آهنـ گــه♥

اسم تـ ــو براے من قشـنگ ترین آهنـ گــه♥

...این وبلاگ روزنگار من و همسر عزیزمه تا روزی خاطرات را به یاد آوریم

√ فقط برای حامیم ...

 ای نوازش تو بهترین امید زیستن!

 درکنارتو

من زاوج لذتی نگفتنی گذشته ام.

دربنفشه زارچشم تو

برگ های زرد ونیلی وبنفش،

عطرهای سبز وآبی وکبود،

نغمه های ناشنیده ساز می کنند،

بهتراز تمام نغمه ها وسازها!

روی مخمل لطیف گونه هات،

غنچه های رنگ رنگ ناز،

برگ های تازه تازه باز می کنند،

بهتراز تمام رنگ ها ورازها!

خوب خوب نازنین من!

:¨·.·¨:
`·. نام تو مرا همیشه مست می کند

بهتر ازشراب،

بهتر از تمام شعرهای ناب،

:¨·.·¨:
`·. نام تو ،اگرچه بهترین سرود زندگیست

من تورا

به خلوت خدایی خیال خود:

"بهترین بهترین من" خطاب می کنم،

بهترین بهترین من!

مائده

▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬x▬▬

╗════════════════╔
تقــلیــد نشــانـــه تاییــد استــ !
╝════════════════╚


برچسب‌ها: پست ثابت, عاشقانه
+ یادگاری در دوشنبه 1390/06/28 ساعت 14:2 توسط ♂م@ئده & ح@می♀


خدایا !...من همه ی خوبی ها را تنها از تو و رحمت بی حدو حسابت می طلبم مهربانا !

  خدای مهربانم...! می ستایمت ! با تمام وجودم و از صمیم قلبم ! ...

آنقدر که شاید تنها با ستایشم  بتوانم جبران قطره ای از دریای رحمت و مهر و محبتت را کرده باشم جانا ......................!

به خاطر تمامی مهربانی هایت تو را سپاسی ژرف و از اعماق وجودم می گویم مهربان من ! خدای من !

خدای مهربانم !...

چقدر زیباست امید به رحمتت ! و چه زیباتر اجابتت .....!

خدای مهربان من ! تو را سپاسی ژرف مهربانا ! تو را سپاس مهربانا... ! .........

خدای مهربانم !...من عشق و آرامش و شادی را در زندگی ام تنها از تو و دستان پر مهر و قدرتت می بینم و همیشه تنها از تو که تکیه گاه زمین و آسمان منی می طلبم جانا !

خدایا !...من معجزه ی زندگی ام را ...که همان آرامش و عشق و شادی و خوشبختی ست را تنها از دستان قدرتمند و مهربانت می خواهم خدای قدرتمند و مهربانم . تنها تکیه گاه و امیدم ...اولین امید زنده بودنم ...

خدای من می دانم که خوب می دانی تنها تویی در جان لحظاتم ! و تنها تویی در نفس نفس زدن هایم ...

 تنها تویی تکیه گاه من ! و تنها تویی که بیش از عشق بر تو عاشقم مهربان من... !

تو به من آموختی چطور زندگی کنم ! ...تو به من با مهرت آموختی که چطور بیش از هر لحظه که می گذرد عاشق ترت باشم !

خدایا !.........................................

خواهش می کنم بدان همیشه که : .......

توکلم تنها به تو و قدرت و مهربانی ات است.........!

امیدم همه رحمت بی حدو حساب توست مهربانا......!

من چشم براه مهر و محبت و قدرت و لطف  تو هستم مهربانا .

من عشق...! آرامش ...! و شادی و خوشبختی را تنها از تو و قدرت و رحمت بی حد و حسابت میخواهم خدای

قدرتمند مهربان من !

تو را سپاس برای همه ی نعمتهایی که به من عطا کرده ای و همه ی نعمتهایی که به من عطا خواهی کرد ای

بخشنده ی مهربان . ای خدای من در این شب عزیز یه نیم نگاهی به ما بینداز...

.

.

.

يه وقتهايي عجيب دل آدم ميگيره

نميدوني ازچي يا از كي!!!

نه زماني داره نه مكاني ...

فقط يكدفه همچين روو دلت احساس بغض و سنگيني ميكني كه راه نفست بند مياد...

جالبه...

معمولا اين حس بعداز يه خنده ي طولاني و يه شادي تكراري شده اتفاق مي افته

چجوري بايد باهاش كنار اومد؟....نميدونم...!!!!

دلگیرم ناراحتم ...چرا !!! نمی دانم شاید به این خاطر که این چندمین ساله در شب آرزوها نمی توانم سر برسجده بگذارم ...!!!به راستی چرا هر سال همین موقع ؟؟؟!!! امان از این 7 روز در ماه ...!!!

توجه...توجه...

به يك فنجان لذت با طعم آرامش نيازمنديم...!

پ ن : چشام آلبالو گیلاس میره خوابم میاد ....دارم رب آلوچه درست میکنم ! اولین بارمه نمی دونستم این قدر طولانی میشه !!! یعنی تا کی باید بیدار بمونم !!!؟؟؟ چرا نت سوت و کوره !!! خوشا به حالتون در خواب ناز به سر می برید! منم دلم خواب می خواد !!!

التماس دعا در این شب خاص

خوشبخت و شاد باشید...این یک دستور است ...


ادامه حرفام
+ یادگاری در پنجشنبه 1391/03/04 ساعت 3:1 توسط ♂م@ئده & ح@می♀ |


عزیزم منو درگیر خودت کن تا جهانم زیرورو شه ...

خداوند لبخند زد و از لبخند او زن آفریده شد ، لبخند زیبای خداوند روزت مبارک...

من زنم و به همان اندازه از هوا سهم میبرم که ریه های تو !دردآور است که من آزاد نباشم تا تو به گناه نیفتی ،قوس های بدنم بیشتر از افکارم به چشمهایت می آیند،تاسف بار است که باید لباسهایم را به میزان ایمان تو تنظیم کنم !(زنده یاد سیمین دانشور)روحش شاد.

رمانتیک نوشت  :

68- ازدواج خود را با لحظات ناب و حقیقی پرکنید. سپس خواهید دید که ازدواجتان دیگر یک ، اجبار یا بار مسئولیت اجتماعی نخواهد بود.بلکه سرپناه امنی خواهد شد تا در آن زخم هایتان التیام یابند.

69- به جای آن که در رویارویی با خشم ها و عصبانیت های نامزد /همسرتان حالت تدافعی به خود بگیرید،تلاش کنید به پیامی که سعی در مخابره کردنش دارد گوش فرا دهید .

70- منتظر نباشد نامزد/همسرتان شما را از عشق سرشار کند.این شمایید که می بایست عاشق شدن را آن هم هر روز ، دوباره و دوباره و دوباره بیاموزید و یاد بگیرید.


ادامه حرفام
+ یادگاری در سه شنبه 1391/02/26 ساعت 21:31 توسط ♂م@ئده & ح@می♀ |


من اومدم سراسر دلتنگی...

با درود خوبید شما؟ ما هم خوبیم شکر...سفرمشهد خوب بود ان شاالله قسمت همه شما بشه به زودی زود...برای همه تون دعا کردم چه دوستایی که نظر خصوصی گذاشته بودن و چه عمومی...ان شاالله حاجت روا شید... یا امام رضا (ع)   ...  الهی آمین...

تصمیم داشتیم سرزمین موج های آبی بریم ولیکن نشد!!!بس که شلوغ بود ظرفیت تکمیل شده بود !!! دومین دفعه ست می خوایم بریم ولیکن نمیشه !!!خیلی دوست داشتم می رفتیم ولیکن نشد که بشه!!! حامیم مادرخرجمون بود.همه چی خوب بود.در راه برگشت به بابل داخل پارک  مونوریل سوار شدیم ...

جمعه 8/2/91 ساعت 12 شب خونمون بودیم ...سفرخوبی بود خوش گذشت ...وقتی من و حامیم وارد خونه شدیم جفتمون گفتیم : با این که خیلی خوش گذشت ولی هیج جا خونه خودت نمیشه ...منم یه سر به گوشه گوشه خونم زدم !!!دلم برای خونمون تنگ شده بود!!! دلم برای  گلهامون  ، میوه هامون   (بنده به گل و گیاه علاقه دارم و داخل گلدون   خونمون توت فرنگی - تمشک  و  گوجه گیلاسی کاشتم)  ،    ماهی عید    ( گذاشتمش داخل یخچال خدای نکرده نمیره )   ، لب تاپم ، قرآنم ، کتابام ،  لیوان مخصوصم ، تختمون ، رنگام ،شیشه های نقاشیم (چند وقتیه کلاس ویترایل میرم) و حتی خودکارم و ... تنگ شده بود !!! یه حس خاصی نسبت به این خونه دارم چون اولین سقف مشترکمون بوده ، اولین خاطرات زیر یه سقف تو این خونه شکل گرفته ،اولین بوسه ی زندگی مشترک ، اولین عاشقانه ها ،اولین چیدمان جهاز ، اولین مهمونی، اولین سوپرایز،اولین گردگیری ، اولین عید ، اولین هفت سین، اولین تولد، اولین ماه عسل ، اولین سالروز عقد و ازدواج و دوستی وسپندارو  ...اولین غم و اندوه (فوت شوهرخاله حامیم که تا مدت ها بعدش در ناباوری فوتش بود و من مرحمش میشدم)  اولین قهر و آشتی (البته خداروشکرهیچ کدوممون اهل دعوا و بحث و جدل و قهر نیستیم،کلا به شخصه از قهر کردن متنفرم) بهتره به جای قهر و آشتی بگم اختلاف نظر،  اولین تجارب هم خونه شدنمون ، خونه مشترک من وحامیم که حس خوبی میده بهم...خدایا شکرت از این همه خاطرات و لحظات قشنگی که بهمون دادی...از ته اعماق قلب کوچیکم سپاس...همیشه به حامیم می گفتم : در صورتی حین اسباب کشی از این خونه ناراحت نمیشم که خونه خریده باشیم ...ولیکن الان : مهم نیست یه خونه جدید میگیریم تنوع میشه ...عاشق خودمم که این قدر زود با همه چی کنار میام !!!مائده جونی دوست دارم عاشقتم !!!

حامی جونم ممنون از این همه لحظات قشنگی که برام میسازی.دوستت دارم دیوونه وار عاشقتم و به معنای واقعی می پرستمت عزیزم...بوس بوس بافشار و آبدار همراه با بغل و عشق از ته اعماق قلبم...

و باز هم دلم برای حرمت پر میکشه و دلم برای حرمت تنگه و باز هم با ازدیاد جمعیت دست به ضریح نشدم...خدایا شکرت...یعنی دفعه بعدی چه زمانی قسمتم میشه ؟

دوستان معذرت میخوام از این همه غیبت!!! باور کنید وقت نشد زودتر بیام و پست بدم!!!هنوز مهمونام تموم نشدن و قراره بیان...به قول پدرشوهرم : مشهد رفتی 2هفته مهمان داری احتمالا مکه بری یک ماه مهمان داری !!! بفرمائید بالای سر...من عاشق رفت و آمد و مهمان نوازیم ...اصلا خسته نمیشم...

سال جدید نمی دونم چرا این طوری شدم چند وقتیه به همه کارام نمیرسم !!! باید یه برنامه ریزی اساسی برای خودم طرح کنم که یه وقت عقب نمونم و همه چیو با هم داشته باشم ...به امید آن روز...خدایا از من بگیر هر آنچه که تو را از من بگیرد...

رمانتیک نوشت :

64- از انرژی نهفته در چشمان و دیدگان خود استفاده نمایید تا معشوق را بپرستید و او را نوازش کنید.اعجاز وجودی او را هر روز بجویید.با این کار ، هر بار که به معشوق نگاهی می اندازید ((عاشق تر)) شده و دلایل بیشتری برای این عشق خواهید یافت.

65- برای به دست آوردن ازدواجی به راستی موفق ، به چیزی بیش از عشق و تفاهم نیاز دارید و آن ، چیزی نیست جز جهت و هدف . این همان تفاوت میان ((با هم بودن)) و ((یکی شدن)) است .

66- هر ازدواجی فراز و نشیب ها و مسائل و مشکلات خود را دارد.اما در واقع هر یک از این برخوردها و مشکلات ، فرصت هایی هستند برای رشد، نزدیکی ، صمیمیت و عشق بیش تر .

67- خود را متعهد سازید که معمای عشق را حل کنید و مهارت عشق ورزیدن را نیز بیاموزید.

پی نوشت :

۱ : دوستانی که پیرو پست قبلی برام کامنت خصوصی گذاشته بودید در جواب بگم : خدا نکنه مشکلی داشته باشم !!! مگه مریضم وقتی مشکل دارم وانمود کنم خوشبختم در این صورت بیشتر صدمه و آسیب میبینم چون عقده های دلم میشه !!! خدا رو شکر مشکلی تو زندگیم ندارم و اونایی که نوشتم از فرط احساسی شدنم بود ...خوشحالی دیدن حرمش ...اشک شوق بود نه غم و اندوه...این آخرین جواب من به کامنت خصوصیم بود!!! زین پس مزاحم خصوصی داشته باشم چنان تغییر نام و آدرس میدم عمرا پیدام کنی !!! حالا که این قدر کنجکاوی به همین قدر بسنده کن وگرنه هیچ ردپایی از خودم به جا نمیزارم!!!بازم خود دانی!!!نمی دونم چی بهت میرسه ؟؟؟!!! شاید ارضاع میشی!!!

۲ : دوستانی که عکس مطالبه کردند فونت های صورتی پستم عکس می باشد...کلیک کنید لطفا...

۳: یعنی چی اون وقت !!!مگه من مشهد نبودم ؟؟؟چراپیشم نیومدین و زیارت قبول نگفتین!!!؟؟؟ از دوستان وبم جز محیاومهسا هیچ کی پیشم نیومد !!! کلی براتون نخود و کشمش آوردم !!! همشو خودم میخورم!!! تا درودی دیگر بدرود.


برچسب‌ها: شرح سفر, عکس, رمانتیک
+ یادگاری در شنبه 1391/02/16 ساعت 13:53 توسط ♂م@ئده & ح@می♀ |


با تو به زندگیم دلخوشی اومده ...

ܓ✿با درود ...اگه خدا بخواد و امام رضاع بطلبه 2شنبه 4اردیبهشت با ماشین شخصی به اتفاق دوستان به سمت مشهد مقدس حرکت میکنیم ...ان شاالله به زودی قسمت همه شما بشه ...این پنجمین سفر من و حامیم به مشهد مقدسه ...2دفعه خونه خاله حامیم رفتیم...یک دفعه از طریق ازدواج دانشجویی بهمون هتل دادن وآخرین دفعه با دوستان سوئیت گرفتیم واین دفعه هم با دوستان هتل رزرو کردیم...امیدوارم سفرخوب و خوش و بی خطری داشته باشیم...الهی آمین...

یکی از دوستان برای پسرش که عمل ناموفق لوزه داشت نذر قربانی گوسفند کرده و قراره نذرشو اداکنه ...یکی دیگه از دوستام قرار بود پسرش اوایل مهر 88 به دنیا بیاد ولی با تاخیر 8/8/88  تولد امام رضاع به دنیا اومد ودوستم از تاخیرپسرش نگران شد آخه اواخر هفته 41 به دنیا اومد وکلی دعا و نیازو نذر مشهد کردند والان می خوان نذرشونو ادا کنند ...من و حامیم ادای نذر نداریم ولیکن کلی دعا داریم ...کلی حاجت داریم ...کلی کلی خیلی هم زیاد ...خدایا... یا امام رضاع حرفمونو می دونی درد و دلامونو می دونی ...می دونی به شخصه چه قدر بهت ارادت دارم ...یادته چه قدر حامیمو ازت خواستم و بهم دادی ...یادته چه قدر به درگاهت دعا کردم ...ممنونتم ...یادته کمتر از 2 ماه ازعقدمون نگذشته بود اومدم مشهد فقط برای این که ادای نذر کرده باشم...ادای نذر وصال...خدایا شکرت...یا امام رضاع شکرت...باز هم ما را دریاب...می دونم هیچ وقت ناامیدم نکردی...این بارهم دست خالی برنگردون...الان در حین نوشتن بغض کردم ...داره اشکم میاد ...سرازیر شد ...خدا جون ...یا امام رضاع...دست خودم نیست...ممنون بازهم طلبیدی ...امیدوارم امیدوار...دوست جونم صدای من و حامیم بشنو ...پشت و پناهمون باش...الهی آمین.

صدای خنده های خدا را میشنوی !؟ دعایت را شنیده و به آنچه محال می پنداری - می خندد .   به امید آن روز ...

ܓ✿جدیدا من و حامیم افتادیم رو مود دیدن فیلم بعد خوردن شام :

twilight 4

my week with marilyn

remember me

و دیشب خاطرات تایتانیک دیدیم... بعدش واقعا ناراحت شدم !!! از 2200 نفر حدود 700 نفر نجات پیدا کردند !!! طبق قانون کشورشون اول بچه ها و زنان نجات داده شدند و بعد که دیدند باز هم امکان نجات هست و ظرفیت دارند دستور صادر شد:  مسافرین درجه یک کشتی رو نجات دهند !!! یعنی دم مرگ هم بین درجه یک و دو و سه تبعیض قائل میشن ...ای خدا ...این پول کثیف چیه که حرف اول و آخر رو میزنه حتی دم مرگ...یعنی اونی که نداره و یا کمتر داره مرگ حقشه !!! باید بمیره !!!این چه دنیاییه ؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!! تا درودی دیگر بدرود.

ܓ✿رمانتیک نوشت :

61- قرار نیست ازدواجتان عالی و ایده آل باشد.اما یک چیز واقعی و امکان پذیر است.این که شما و معشوق دست به دست هم دهید و تمامی توانتان را به کار بندید و پیوسته تلاش کنید تا ازدواجتان را به ازدواجی ایده آل نزدیک سازید.

62- اگر می خواهید بیاموزید که چگونه معشوق را یا عشقی راستین لمس و نوازش کنید.نخست باید جادویی را که در دستان شما نهفته است درک نمایید و سپس گرامی بدارید.آری - دستان شما به راستی فرستنده هایی نیرومند هستند و قادرند انرژی زندگانی و حیات را که در سرتاسر بدنتان جریان دارد انتقال دهند.

63- درباره ی خود صحبت کنید .افکار و احساسات خود را با معشوق در میان بگذارید.دریچه ی قلب و روحتان را بگشایید تا معشوق به آن راه یابد و کمال - بی نیازی و منحصر به فرد بودن شما را ببیند.

 

ܓ✿پست بعدی : شرح سفر مشهد مقدس M،H ...

 

+ یادگاری در سه شنبه 1391/01/29 ساعت 14:59 توسط ♂م@ئده & ح@می♀ |